آنچه باید در مورد مسافرت رفتن با نوزاد بدانید

آیا درمان اختلال نعوظ با منیزیم میسر است؟

آموزش تصویری ساخت گردن آویز با پلاستیک

با فواید شگفت انگیز سفر کردن آشنا شوید!

تاریخ مردوک مردوکیان و ضحاک ضحاکیان

خالکوبی زنده با کمک سلول های برنامه ریزی شده ابداع شد

تقویت ابرو و مژه با چند روغن گیاهی و موثر

طرز تهیه ترشی انار و لبو

تصویر پنهان در عکس را بیابید (۳)

جذاب شدن با شکستن این قوانین مد

ذکری معجزه گر که خواندن آن حاجات را برآورده می‌کند

دیگران را اینگونه قانع کنید

کد خبر: 336895 | تاریخ انتشار: ۱۱:۰۱:۲۰ - پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ | بدون نظر | Print This Post Print This Post |

قصه ی موچی بی دقته

مجموعه: شعر و قصه کودکانه

قصه،قصه برای کودکان

قصه های کودکانه

 

آن شب برف سنگینی باریده بود . همه جا سرد بود موچی ( مورچه کوچولو ) و فیلو ( فیل کوچولو ) در خانه خوابیده بودند . بخاری کوچک آنها روشن بود اما نمی توانست همه خانه را گرم کند .

موچی گفت : ” باید یک فکری بکنیم که خانه را گرم کنیم .

و بعد گفت : ” یک فکر حسابی دارم . ما می توانیم تمام شعله های اجاق گاز را روشن کنیم تا خانه گرم شود .”

فیلو گفت : ” اما این کار خطرناک است . مگر یادت نیست که آقای ایمنی می گفت هیچوقت این کار را نکنید ؟

موچی گفت : آقای ایمنی در خانه گرمش خوابیده و نمی داند که ما داریم از سرما می لرزیم موچی این را گفت و سراغ اجاق گاز رفت و همه شعله ها را روشن کرد .

کم کم خانه گرم شد ولی بوی گاز همه جا را گرفته بود .

موچی که گرمش شده بود پنجره را باز کرد .

 چند دقیقه بعد صدای زنگ در بلند شد . فیلو با تعجب در را باز کرد . آقای ایمنی پشت در بود آقای ایمنی گفت :” داشتم از اینجا عبور می کردم ، دیدم توی این سرما پنجره هایتان باز است، تعجب کردم . گفتم در بزنم و بپرسم اینجا چه خبر است ؟ ! “

فیلو گفت : ” موچی سردش بود و اجاق گاز را روشن کرد تا خانه را گرم کند و حالا هم گرمش شده و رفته پنجره را باز کرده  

آقای ایمنی فریاد زد : ” چی ؟ مگر اجاق گاز بخاری است که با آن خانه را گرم می کنید ؟

اول این که گرم کردن خانه با شعله های اجاق گاز کار اشتباهی است . “

فیلو با سرعت دوید و گاز را خاموش کرد .

بعد آقای ایمنی ادامه داد : شما نباید آنقدر خانه را گرم کنید که مجبور شوید پنجره ها را باز کنید . هیچ می دانید اینطوری چقدر گاز هدر می رود ؟

شما می توانید لباس گرم بپوشید و یا جلو در و پنجره ها پرده های کلفت بزنید تا گرمای خانه هدر نرود .

باید در زمستان جلوی دریچه کولر را بپوشانید تا گرمای خانه هدر نرود .

فیلو با سرعت رفت و مقداری لباس آورد و به موچی گفت : این لباسها را بپوش . من می روم جلوی پنجره ها پرده بزنم

ساعتی بعد، پرده های پنجره زده شد . فیلو با یک تکه نایلن، جلوی دریچه کولر را هم پوشاند آقای ایمنی گفت : دوستان عزیز یادتان باشد موقع خواب شعله بخاری را کم کنید و از پتو و لحاف مناسب استفاده کنید .

آقای امینی خداحافظی کرد و رفت . حالا خانه گرم شده بود و همه راحت بخواب رفتند.

منبع:کودکان

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین اخبار